تبلیغات
میم مثل مهاجر - همیشه زنده خواهم ماند...
 
خدایا مرا هرگز مراد بی شعور ها و محبوب نمک های میوه مگردان.(شریعتی)
میم مثل مهاجر
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 
یکشنبه 17 شهریور 1392 :: نویسنده : احمدی
چشمهایم را به انسانی بدهید
که هرگز طلوع آفتاب،
چهره ی یک نوزاد و
شکوه عشق را در
چشم های یک زن ندیده است.
قلبم را به کسی هدیه بدهید
که از قلب جز خاطره ی
دردهایی پیاپی و آزار دهنده
چیزی به یاد ندارد.
خونم را به نوجوانی بدهید
که او را از تصادف ماشین
بیرون کشیده اند و کمکش کنید
تا زنده بماند و نوه هایش را ببیند.
کلیه هایم را به کسی بدهید
که زندگیش به ماشینی
بستگی دارد که هر هفته خون او
را تصفیه می کند.
استخوان هایم، عضلاتم،
تک تک سلول هایم و اعصابم
را بردارید و راهی پیدا کنید
که آنها را به پاهای
یک کودک فلج پیوند بزنید.
هر گوشه از مغز مرا بکاوید،
سلول هایم را اگر لازم شد،
بردارید و بگذارید به رشد
خود ادامه دهند تا به کمک
آنها پسرک لالی بتواند
با صدای دو رگه فریاد بزند
و دخترک ناشنوایی
زمزمه ی باران را روی
شیشه ی اتاقش بشنود.
آنچه را که از من باقی می ماند
بسوزانید و خاکسترم را
به دست باد بسپارید،
تا گلها بشکفند.
اگر قرار است چیزی از
وجود مرا دفن کنید بگذارید
خطاهایم، ضعفهایم و
تعصباتم نسبت به
هم نوعانم دفن شوند.
گناهانم را به شیطان
و روحم را به خدا بسپارید
و اگر گاهی
دوست داشتید یادم کنید.
عمل خیری انجام دهید
یا به کسی که نیازمند شماست
کلام محبت آمیزی بگویید.
اگر آنچه را که گفتم
برایم انجام دهید،
همیشه زنده خواهم ماند..




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 22 اردیبهشت 1396 02:20 ق.ظ
It's going to be finish of mine day, but before end I am reading this fantastic piece of writing to increase my
experience.
چهارشنبه 25 دی 1392 08:06 ب.ظ
فصل غرور
به غرور پاییز بیندیش که چگونه ابتدا طلایی وبعدآن می ریزد............
جمعه 5 مهر 1392 10:35 ب.ظ
این متن از وصیت نامه انیشتین بوده ... خیلی قشنگ تعریف کرده!!
احمدیواقعا؟؟من نمیدونستم،آره واقعا زیباست...
یکشنبه 31 شهریور 1392 05:06 ب.ظ
خیلی مقبول بود و زیبا
سه شنبه 26 شهریور 1392 06:54 ب.ظ
اره بوخدا اگه بشه چی میشه!مرگ دوستا!عضواینجورسایتانشیداونابراتون دعامیکنن شماهازودتربمیریدتااعضای بدنتونوبدن یکی دیگه[قهقه
احمدیخواستن توانستن است...
دوشنبه 25 شهریور 1392 09:37 ق.ظ
خسته ام از حرفهای خوب
دلم کمی دیوانگی مفرط می خواهد
کمی دچار بودن درتنوع
زیر باران راه رفتن
یا حالا که باران نیست
زیر سایه درختان قدم زدن
خسته ام از تکرار آفتاب
شب می خواهم و بیداری و مهتاب
احمدیمتن زیبایی بود...
خوشحال شدیم سر زدی...
شنبه 23 شهریور 1392 04:50 ب.ظ
چرا کپی پیست توی وبلاگ شما کار نمیده...!؟
سر این مسئله حسابی اعصابم خورد میشه..

نظر دیگران را در مورد خود در وبلاگ من بخوانید

راستی منم رفتم سایت اهدا دات آی آر عضو شدم
پناهیکپی پیست و نمیدونم والا تقصیر ما نیست...
نظرات روهم خوندم...
خوب کاری کردین عضوشدین...
جمعه 22 شهریور 1392 10:04 ب.ظ
سلام
مطلب بسیار زیبایی بود و پر معنا
پناهیعلیک سلام
ممنون از نظرت...
چهارشنبه 20 شهریور 1392 11:37 ب.ظ
خیلی خیلی قشنگ و زیبا بود
میشه بگید از کی بود؟
احمدیآره خیلی زیباست...
شرمنده دقیقا نمیدونم ازکیه...
چهارشنبه 20 شهریور 1392 01:36 ب.ظ
با سلام و احترام!

همین.
احمدیعلیک سلام...خوش آمدین
سه شنبه 19 شهریور 1392 06:47 ب.ظ
زیباست :)
احمدیتشکررررر...
سه شنبه 19 شهریور 1392 05:18 ب.ظ
شرمنده من آخر نفهمیدم
سلول هاتو باید بدیم به یه کودک فلح یا یه پسر لال و یه دختر ناشنوا...

آخه هر دو جا گفتی سلول هاتو به این ها بدیم...


دقتو حال کردی... نه خدا وکیلی...!؟

راستی حتی اگر این کارها رو هم بکنیم تا ابد زنده نمیمونی... به فکر یه راه دیگه باش...

میگم برو سایت اهدا دات کام عضو شو اعضاتو اهدا کنن...
احمدیانگار خیلی هم دقت نکردین...
منکه یه دونه سلول ندارم بعدشم نوشتم سلولهایم را اگر لازم شدبردارید و بگذاریدبه رشد خود ادامه دهندتا...
اتفاقا به نظرم اوناییکه اعضاشونوهدیه میدن درسته خودواقعیشون دیگه نیست ولی یادشون همیشه زنده است...واین تنها راه جاودانه و ماندگار شدنه...
سه شنبه 19 شهریور 1392 03:48 ب.ظ
خیلی جالب بود
اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم ضعف هایم و تعصباتم نسبت به هم نوعانم دفن شوند
احمدیخیلی ممنون...
سه شنبه 19 شهریور 1392 12:29 ب.ظ
likeee
احمدیتشکررررررر...
سه شنبه 19 شهریور 1392 12:22 ق.ظ
واقعا زیبا بود پر محتوا

احمدیممنون...
دوشنبه 18 شهریور 1392 10:53 ب.ظ
پروردگارا ارامشی عطا فرما تا بپذیرم انچه رانمی توانم تغییردهم
شهامتی که تغییردهم انچه را که میتوانم
ودانشی که تفاوت این دو رابدانم

سلام. واقعا زیبا بود
ولی هرکسی چنین لیاقتی پیدا نمیکنه که دیگران بعدازمرگش ازاعظاش استفاده کنندوبعدازمرگش هم مفیدباشه ای کاش منچنین لیاقتی میداشتم ای کاش....
احمدیممنون از نظرت...
چرا به نظرمن همه انسانهالیاقتشو دارن،حتی اگه 1درصدهم نداشته باشن مهم اینه ماکارخیرانجام دادیم...انشالله هممون توفیق کارهای خیروداشته باشیم
دوشنبه 18 شهریور 1392 08:42 ب.ظ
واقعا زیبا نوشته بودی احمدی جان تشکر. مخصوصا اون قسمتی ک گفتی اگر قرار است چیزی از وجود من را دفن کنید بگزارید خطاهایم ضفعهایم و تعصباتم نسبت ب هم نوعانم دفن شوند..
احمدیخواهش میکنم...ممنون
دوشنبه 18 شهریور 1392 08:23 ب.ظ
سلام
به همه دوستان عزیز

مطلب قشنگی بود مرسی خیلی مفهوم داشت
اگر وارث خوبی داشته باشیم میشه(:
احمدیتشکرررر
حرف شماهم درسته...
دوشنبه 18 شهریور 1392 05:17 ب.ظ
ای کاش واقعا میشد همچین کارهایی کرد و بعد از مرگ هم مفید بود.

پست قشنگی بود.واقعا ممنون
احمدیشدنش که میشه،حتی اگه همش نه اگه فقط یکیش هم بتونیم انجام بدیم خیلی خوبه...
دوشنبه 18 شهریور 1392 01:03 ب.ظ
سلام جالب بود و واقعا هدیه است که همیشه دیگران را به یادمان می اندازد
احمدیممنون از نظرت..
آره واقعا،یک هدیه جاودانه است...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

همشهری هموطن دوست خوبم سلام ‏
مهاجرم مثل خیلی از شماهاوآشنا با غربت ‏
تصمیم گرفتم لحظه های غربتم رو با شما تقسیم کنم ‏
خوشحال میشم شماهم با نظراتتون باماشریک باشید ‏
خوش آمدید ‏

مدیر وبلاگ : پناهی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


کدهای موسیقی بلاگ قالب فا