تبلیغات
میم مثل مهاجر - ده سالگی خانه ادبیات افغانستان
 
خدایا مرا هرگز مراد بی شعور ها و محبوب نمک های میوه مگردان.(شریعتی)
میم مثل مهاجر
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 
دوشنبه 6 آبان 1392 :: نویسنده : احمدی

شنبه4آبان درتهران به مناسبت دهمین سالگردخانه ادبیات افغانستان در تهران جشنی برپا شده بود،تبلیغاتش رو چندروز پیش در اینترنت خیلی اتفاقی دیدم.قبلا فقط 2یا3 بار اسم خانه ادبیات رو شنیده بودم وچیز زیادی دربارش نمیدونستم،تا اینکه با چندتا از دوستان تصمیم گرفتیم که به جشن بریم،هرچند ما نه شاعر ونویسنده هستیم و نه عضو این خانه ولی من خودم به شعر و ادبیات علاقه دارم اونم ادبیات افغانستان دیگه چه بهتر،ولی باید اعتراف کنم درباره ادبیات و فرهنگ کشورم چیز زیادی نمیدونم.خلاصه وقتی وارد سالن شدیم برنامه هنوز شروع نشده بود،بعداز چنددقیقه تاخیر برنامه با تلاوت قران وبعداز آن با سرود ملی ایران و افغانستان آغاز شد،همگی به احترام سرود ملی از جای خود بلند شدیم،خیلی حس خوبی بود،حس غرور،این حس بعداز شنیدن شعر شاعران هموطنم ادامه داشت،شعرهاییکه پشت هربیتش هزاران معنی و مفهوم و زخم کهنه غربت پنهان بود.از شعرهای عاشقانه گرفته تا شعرهای طنزی که مارا خنداند ولی خنده تلخی در پشت آن پنهان بود.حس غرور میکردم وقتی عارف جعفری درباره غزنی آواز خواند،حس غرور میکردم وقتی دختری جوان داستان کوتاهش را می خواند،وقتی دیدم ادبیات وفرهنگ وطنم این همه غنی است.
تعدادشاعران خیلی زیاد بودوبرنامه یکم طولانی شده بود وما نتونستیم تاآخر بمانیم ولی درکل به نظرمن جشن خوبی بود و چیزی کم نداشت از کیک تولدگرفته تا عکاس و فیلمبردارو شاعرکه خیلی زیادداشت.
دیگر مثل کودکی هایم از اینکه به من بگویند افغانی ناراحت نمیشوم، چه بدچه خوب من اهل افغانستانم،گرچه اگرمرا ببینی هیچ نام و نشانی ازخود درمن پیدا نمیکنی ولی من ریشه درخاک تو دارم و امیدوارم همیشه منتظرم بمانی تا روزی برگردم،برگردم و بمانم تا ریشه ام را پیداکنم و آبیاری اش کنم تاهمیشه سبز بمانی...

 

سلام دوستای گلم. l[ .ی خواهشی ازتون داشتم همونطوری ک میدونید این وبلاگ دو نفره پناهی و احمدی .مجبور شدم ویرایش کنم چون دوستان موقع نظر دادن دقت نمیکنن کی مطلبو نوشته پس خواهشا موقع نظر دادن دقت کنید ک کی مطلبو نوشته تشکر.



 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 3 آذر 1396 04:52 ب.ظ
خیلی بخشی از محتوا من به سادگی به تو خندیدم
وبلاگ و در پایتخت یونایتد ادعا می کنند که من واقعا از حساب کاربری خود لذت می برم پست های وبلاگ شما.

به هر حال من به اشتراک شما در فیدهای خود و یا حتی تحقق شما به شما حق
ورود به سرعت سریع
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:48 ب.ظ
Excellent post! We will be linking to this great content on our website.
Keep up the good writing.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:14 ق.ظ
Greetings from Ohio! I'm bored at work so I decided to browse
your blog on my iphone during lunch break. I enjoy the information you present here and can't wait to take a
look when I get home. I'm shocked at how quick your blog loaded on my
cell phone .. I'm not even using WIFI, just 3G .. Anyways, very
good blog!
یکشنبه 24 آذر 1392 11:56 ب.ظ
وبلاگت خیلی باحااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال خوشم اومد همشری
احمدیباحالی ازخودتونه:d
قابل شمارو ندارهههههههه
یکشنبه 12 آبان 1392 10:08 ب.ظ
سلام با عرض پوزش از غیبت یکم زیاد من گرفتاریه دیگه

خوشحال شدم از این خبر
احمدیسلام
ماهم ازحضوردوباره شما خوشحال شدیم
شنبه 11 آبان 1392 11:37 ق.ظ
سلام
خوش به حالت که رفتی و از نزدیک دیدی.باز جای شکرش باقیه همچین مراسم هایی برگزار میشه وگرنه این حس غریبه بودن چندین برابر میشد

من که همیشه به نویسنده دقت میکردم.هرچند برای این پست اقای پناهی منو خبر کرد .شما که کلا وب ما نمیای
احمدیسلاااام...خیلی ممنون از نظرت
سرزدممممم، وای یه فوتبالی دوآتیشه...راستش اصلااهل فوتبال نیستم
جمعه 10 آبان 1392 02:43 ب.ظ
ببخشید احمدی عزیز
حالا مهم نیست کار هست
زیاد مهم نیست کی نوشته
جمعه 10 آبان 1392 01:47 ب.ظ
خیلی خوب نوشتی داداش
جای ما واقعا خالی بوده
جمعه 10 آبان 1392 11:47 ق.ظ
موفق باشی وطندار
جمعه 10 آبان 1392 11:43 ق.ظ

تشکر دوست خوبم مث همیشه زیبا نوشتی
من اولین بارم بود که تو همچین جشنی شرکت میکردم همه چی عالی بود از سخنرانی دکتر مولایی گرفته تا شعرهای هم وطنان و هم زباننم .ی تلنگری هم برام شد تا بیشتر با ادبیات غنی کشورم اشنا بشم .

دیگر مثل کودکی هایم از اینکه به من بگویند افغانی ناراحت نمیشوم.دستتان درد نکند خوب کلمه افغانی رو تو گوشم فرو کردید تا مبادا روزی فراموش کنم که من یک افغانستانیم
احمدیخواهش میکنم...ممنون ازلطفت
آره والااین افغانی گفتنا اگه هیچ فایده ای نداشت حداقل دراین باره مفید بود،دیگه هیچ وقت ملیت مون رو فراموش نمیکنیم
جمعه 10 آبان 1392 11:13 ق.ظ
ایول
خیلی قشنگ جشن رو شرح داده بود

منم کم استعداد توی نوشتن ندارمااااا.... ای کاش ما هم بودیم....


میگم من هفته دیگه تهرانم... احیانا اون موقع جشن مشنی نیست...!؟
احمدیمرسییییی
شکی دراین نیست که هموطنای ما همه با استعدادن
جمعه 10 آبان 1392 09:22 ق.ظ
سلام آقایون وطندارگل دست دوتاتون درد نکنه گزارش خوبی بود.موفق باشید.
منم میخواستم برم ولی نشدخوشبحالتون,عاشق ادبیات کشورمم هیپ هیپ هورا
ای سرزمین افسانه هاجنگی میان ویرانه ها
مادل نبندیم بردیگران جزمردمان آگاه خود
پیروز باشید وسربلند
وب ادبی ام آپم خوشحال میشم سربزنی
www.saharmaryam.blogfa.com
احمدیبی رودرباسی ازنظرتون ممنون...خوشحال شدیم
جمعه 10 آبان 1392 08:08 ق.ظ
سلام
مرسی.شما خوبید؟
اره ما خیلی وقته ازملیتمون خجالت نمیکشیم بلکه افتخار هم میکنیم.من امیدوارم نسل جدید ینی خودما بتونیم نام کشورمون رو به اوج ببریم ودر این راستا افتخارآفرین باشیم و به کشورمون برگردیم و باعث افتخارش بشیم وباشیم ومغرور وخودشیفته نشیم مث بعضی از افراد
موفق باشی وباشند همه هموطنامون
احمدیشماهم موفق وپیروزباشیدهموطن
جمعه 10 آبان 1392 01:14 ق.ظ
خب این قالبتم که یخرده بهم ریختس این میهن بلاگتونم که یذره قاطیمه من از کجا بفهمم اینجا دوتا نویسندس ...
رضا احمدی یا پناهی؟!!
یا رضا جداست احمدی جداست پناهی جداست من نمیفهمم به هر حال...
اون یکی تولد تولد کی بود؟!!خب (تیکه کلام) مال هر کی بوده نوش جونش و مبارکش باشه ایشاالله صدسالگیش!!
خب (تیکه کلام) میرسیم سر اصل مطلب : خوبه خوبه خانه ادبیات منم دوست داشتم یه بارم شده تو همچین جشنایی شرکت کنم ولی هیچوقت قسمت نبوده ... متاسفانه !
خب خوشبحال شما که تا اینحد غرور دارین برا کشورتون خوبه!
احمدیازسمت راست وبلاگ میشه فهمیدکه دوتا نویسنده داره،رضاپناهی و احمدی
تولدهم تولدمن یعنی احمدی بود،تشکر
انشالله جشنهای بعدی...
پنجشنبه 9 آبان 1392 01:49 ب.ظ
سلام رضا جان
من هم اکنون میگم من یه افغانی ام با افتخار
به امید شکوفایی هر چه بیشتر افغانستان در هر زمینه
من آپ کردم خوشحال میشم بهم سر بزنی دوست گرامی
احمدیعلیک سلام
ممنون از نظرت هموطن
سه شنبه 7 آبان 1392 10:46 ب.ظ
سلام. گزارش خوبی بود
احمدیخیلی ممنون
دوشنبه 6 آبان 1392 07:59 ب.ظ
سلام خدمت داش رضا
اول از قضیه ظهر دستت درد نکنه
خیلی خوب بود مخصوصا شعر های طنزی که خونده شد واقعا راس میگی پشت هر کلمه ش حرف های بسیاری پنهان بود
ولی از جلسه راضی نبود میتونست خیلی بهتر برگذار بشه
ولی خوب بود خاطره خوبی شد
احمدیسلام اقا مهدی
بله میتونست بهتر هم باشه...
کاش یه نگاهی به نویسنده مطلب هم مینداختی
دوشنبه 6 آبان 1392 06:23 ب.ظ
سلام جناب احمدی بزرگوار
داش رضا فرموده بودند میرند جشن خانه ادبیات و من نمیدونستم شما هم اونجا بودید و پست از شماست
هر چند فرقی نمیکنه هر دوتا تون گلی از باغ میهن اید
ولی یه چیز دیگه:
خیلی وقته که جوانان وطنمون از اینکه افغانی اند ناراحت نیستند که افتخار هم می کنند
موفق و پاینده باشید
احمدیخیلی ممنون...
حرفتون درسته...منم افتخارمیکنم
دوشنبه 6 آبان 1392 12:49 ب.ظ
عالی بود داداش
حس افغانی بودنت خوب شکوفا شدها
احمدیتشکر ازنظرت...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

همشهری هموطن دوست خوبم سلام ‏
مهاجرم مثل خیلی از شماهاوآشنا با غربت ‏
تصمیم گرفتم لحظه های غربتم رو با شما تقسیم کنم ‏
خوشحال میشم شماهم با نظراتتون باماشریک باشید ‏
خوش آمدید ‏

مدیر وبلاگ : پناهی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


کدهای موسیقی بلاگ قالب فا