تبلیغات
میم مثل مهاجر - سکوت کافیست صدایت را برای گرفتن حق بلند کن
 
خدایا مرا هرگز مراد بی شعور ها و محبوب نمک های میوه مگردان.(شریعتی)
میم مثل مهاجر
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
 
 

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز / دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین / بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند . . .


پیشاپیش اربعین حسینی را تسلیت عرض میکنم.

پیام امام حسین در روز عاشورا چی بود؟آیا جز ازادگی و ازاده خواهی بود؟

امام حسین قیام کرد تا بگه هیچ وقت در برابر ظلم سکوت نکن و برای گرفتن حقت کوتاهی نکن

انسانی که انسان مانده است، آزادی خواه هم هست.

انسانی که آزادی را دوست ندارد و برای برده و بنده بودن خود می کوشد، قطعا از سرشت و فطرت خود منحرف شده است


 پس چرا هنوز خعلی از ماها راحت از حقمون میگزریم؟

چرا همش باید تو سری خور این و اون باشیم ؟

 چرا همش فک میکنیم که حق با اینا  هست؟چرا چرا چرا چرا واقعا چرا ؟

این پستم یه مقدار طولانی هست ولی ازتون خواهش میکنم تا اخرش بخونید و نظرتونو بگید.

روز چهارشنبه با چند تا ازبچه های گروه قرار شد بریم سفارت .صبح ساعت 8 از خواب

بلند شدیم و صبحانه رو خوردیم اماده شدیم که بریم بازم طبق معمول مادرم شروع کرد به

تیکه پروندن سه میلیون مهاجر تو ایران هست و به فکر جشن و همایش نیست اونوقت تو

بچه های گروهتون  از درس و کار میزنید ووو اخه به شما چه ربطی داره جشن استقلال و

امضا جمع کردن  ...بیکارید به خدا خخخ .منم که میدونم این حرفاش از رو  شوخیه چیزی

نمیگم و باش خداحافظی میکنم و میرم.

تقریبا ساعت 10 رسیدیم جلوی سفارت بازم مثل همیشه

شلوغ  یکی پاسپورت دستش یکی عقد نامه یکی گواهی فوت

 خلاصه همه یه مشکلی داشتن .یه 3 تا  مامور باتوم به دست هم

هر چند دقیه یک بار میومد و با یه لحن خیلی بدی با مراجعین برخورد میکرد

 و  میگفتن برید اینجا ایستاد نشید و .....یکی نبود بگه

... استغفرالله اینجا کار داریم که وایستادیم وگرنه

دیوونه نیستیم که توی این هوای سرد اینجا  باشیم

و شاهد توهینای شما باشیم. چند باری رفتن و اومدن

 یکیشون که خعلی کینه ای بود برگشت یکی از

 بچه های همشهری رو از صف در اورد با مشت و لگد افتاد به جونش

و بردش داخل کیوسک .و بعد چن دقیقه ای دوبار با مشت لگد انداختنش بیرون

و گفتن برو .یکی از بچه های گروه برگشت گفتش چرا زدیش بنده خدارو

؟مامورم منتظر بود که یکی صداش در بیاد اقا سه نفری ریختن سر این

بنده خدا به تو چه ربطی داره و چشاتو ببند  از این حرفا

تنها شانسی که اوارد این بود که خانم بود وگرنه اونم با مشت لگد میفتادن به جونش

.این دوست ما هم گفتش تو چیزی نگوکه میزننت.منم سکوت کردم

 ولی بعد چن لحضه دیدم نه نمیشه رفتم جلو و گفتم درست

صحبت کن با یه خانم .اقا همینو که گفتم پرید به جونم یخه مارو گرفت

 و با مشت و لگد برد داخل کیوسک .یه چند دقیقخ ای داخل کیوسک بودم

که یه بنده خدای دیگرو هم دستبند زد واوارد داخل کیوسک

 . گفتم تو رو برا چی گرفتن گفت هیچی منم مث شما رفتم گفتم درست

برخورد کن که ....بعد چند دقیقه نفر سوم را هم اواردن

اوه اوه قضیه جدی شد بچه ها.یکی از مامورا هم با بیسیم داشت گزارش میداد

که بیاید اینجا شورش شده قربان زود بیاد فک کنم

اینا عضو گروهکی چیزی باشن منم اینو ک شنیدم

 خندم گرفت و به اون دو نفر گفتم الان خوب موقعی که خودمونو منفجر کنیم خخخخ

اون بنده خدا ها هم که از شهرستان اومده بودن

گفتش تو چقد بیخیالی پدرمون در اومده تو داری شوخی میکنی...

منم راستش ترسی نداشتم چون کاری نکرده بودم

 . یه یک ساعتی داخل کیوسک بودیم و هر کدوم از مامورا که

میومد میگفتن که پدرتونو در میاریم  واز این حرفا

تو این لحضه ها  فقط سکوت کردم گفتم تا وقتی

مسئولین سفارت  نیاد بهتره که چیزی نگم چون اینا هیچی حالیشون نمیشه .خلاصه  از

کلانتری اومدن و شروع کردن به سوال کردن این مامورام پیاز داغشو هی زیاد

میکردن .بازم اینجا سکوت کردم گفتم چیزی نگم بهتره .

اون دو تا دوستمونم رفته بودن بالا داخل ساختمان سفارت

که یکی رو بیاره و با اینا صحبت کنند.بعده یک ساعت و خورده ای

 جناب اقای بوقققققق اسمشو نبرم بهتره کسی که مسئول

امنیت سفارت بود اومدن و شروع کرد با اونا صحبت کردن

صداشونو میشنیدیم که میگفت شما ببخشیدشونو جوونن و از این

حرفا اینجا بود که یکم ترس برم داشت گفتم اینو ببین

 داره از اینا طلب بخشش میکنه مارو باش دلمون رو به کی خوش کدیم خخخ

.همین موقع ها بود که اقای ا.....بازم اسم نمیبرم ب

ا همون اقایی که باهاشون قرار داشتیم اومدن اینجا بود

 که دوباره ترسم ریخت و دست تکون دادم سمتشون  خدا خیرشون بده

تا منو داخل کیسوک دید اومد و ازم پرسید چی شده منم

قضیرو براشون توضیح دادم و گفتن خیالت راحت باشه و  رفت با رئیس اون مامورا

صحبت کردن اون اقای بوق اولی این اقای ....... رو به رئیس مامورا معرفی کردن

بعد اقای....... شروع کرد به رئیس مامورا گفتش این اولین باری نیست که

ماموراتون همچین رفتاری با شهروندای افغانی میکنن همین جا بود

که رنگ مامورا پرید رئیسشونم که فهمید که ماموراش چ گندی زدن

شروع کرد عذر خواهی کردن و قضیه رو جمع کردن .

خلاصه یه دو ساعتی وقت ما گرفته شد و یه دوتا مشت هم خوردیم  

ولی از چند لحاظ خعلی خوب شد اول اینکه به اون مامورا

فهموندیم که ما هم بی کس نیستیم تا هر جور ک دلشون خواست

با ما رفتار کنن.دومم به مردم خودمونم که شاهد این قضیه بودن

و از ترس طرفداریه مامورا رو میکردن ثابت کدیم

که همه جا نباید سکوت کرد و تو سری خور بود .

سومم قرار شد این قضیه پیگیری بشه تا

دیگه این قضایا تکرار نشه  اینجا ما هم میتونستیم

مثل خعلی از همشهریا سکوت کنیم وچیزی نگیم ولی اخه تا کی ؟

تا کی باید تو سری خور باشیم ؟تا کی باید از حقمون

بگذریم؟به خدا اگه چند بار جلوشون وایستیم و حقمونو بگیریم

 دیگه جرعت نمیکنن که با ما همچین برخوردایی کنند

..بعد این ماجرا رفتیم کارامونو تموم کردیم و اخر سری هم

موقع رفتن با  یه  خنده تحقیر امیز خسته نباشید  به همون مامور

 گفتم که از صد تا ناسزا براش بدتر بود نبودی قیافشو ببینی داشت میترکید

.بعد ازظهر هم همراه  دوستان رفتیم محفل

یاد یاران که به مناسبت تجلیل از یاران بابه مزاری برگزار شده بود 

 موضوع گفتگوشون هم در مورد حق و عدالت خواهی بود

و یه جورایی هم مربوط به قضیه امروز ما بودش .

یه تیکه از سخنرانی اقای محمدی  که نوت برداری کردم .

مردم همواره فریاد می زنند که می خواهند آینده ای بهتر بسازند . این حقیقت ندارد . آینده خلاء ای است بی عاطفه نسبت به همه . گذشته سرشار از زندگی است , دوست دارد آزارمان بدهد و به ستوه مان بیاورد . تحریکمان می کند , به ما ناسزا می دهد , وسوسه مان می کند که ویرانش کنیم یا دوباره آنرا رنگ بزنیم . مردم فقط به این دلیل است که می خواهند ارباب آینده بشوند که گذشته شان را تغییر بدهند . آنها برای دسترسی به لابراتوآرهایی که در آن عکسها دستکاری می شوند و زندگینامه ها و تاریخها بازنویسی می شوند،می جنگند ..../ میلان کوندرا.

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 9 اسفند 1396 08:06 ق.ظ
سلام، پست خنده دار یک مشکل با شما وجود دارد
سایت در اینترنت اکسپلورر، می تواند این را آزمایش کند؟ IE، با این همه، رهبر بازار است و یک عنصر خوب از مردمی به خاطر نوشته های عالی خود را از دست خواهد داد
این مشکل.
جمعه 4 اسفند 1396 08:25 ب.ظ
وبلاگ عالی شما اینجا هستید اما من مایل بودم
می دانید اگر شما از هر تخته پیام که موضوعات مشابه را می شناختید می دانید
در این مقاله بحث شده است؟ من واقعا دوست دارم بخشی از جامعه آنلاین باشم که بتوانم از آن پاسخ بگیرم
دیگر افراد با تجربه که به همان علاقه علاقه دارند.

اگر پیشنهادی دارید، حتما با من در میان بگذارید. کودوس!
جمعه 4 اسفند 1396 07:31 ب.ظ
کار فوق العاده! این نوع اطلاعاتی است که دارند
به معنای در سراسر وب به اشتراک گذاشته شده است. شرم بر موتورهای جستجو برای قرار دادن این بالا بردن نیست!
به اینجا بیا تا درباره وبسایت من گفت و گو کنیم. با تشکر از شما =)
جمعه 29 دی 1396 06:54 ب.ظ
این موضوعی است که نزدیک به قلب من است... متشکرم

دقیقا جزئیات دقیق کجاست؟
سه شنبه 17 مرداد 1396 12:12 ب.ظ
Hey! I know this is kinda off topic but I was wondering which blog platform are you using for this site?
I'm getting sick and tired of Wordpress because I've had problems with hackers and I'm looking at
options for another platform. I would be awesome if you could point me in the direction of a good platform.
شنبه 14 مرداد 1396 12:48 ق.ظ
Simply desire to say your article is as surprising.
The clearness in your post is simply nice and i could assume you're an expert on this subject.
Well with your permission allow me to grab your RSS feed to keep up to date with forthcoming post.

Thanks a million and please keep up the rewarding work.
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:51 ب.ظ
I am really impressed with your writing talents and also with the format in your weblog.
Is this a paid topic or did you modify it your self? Either way keep up the excellent
quality writing, it's uncommon to peer a great weblog like this one today..
دوشنبه 9 مرداد 1396 07:35 ق.ظ
Superb blog! Do you have any hints for aspiring writers?
I'm planning to start my own site soon but I'm a little lost on everything.

Would you advise starting with a free platform like Wordpress or go for a paid option? There
are so many choices out there that I'm totally confused ..
Any tips? Thank you!
شنبه 7 مرداد 1396 12:46 ب.ظ
Hello, all the time i used to check website posts
here early in the morning, for the reason that i like to learn more and more.
شنبه 7 مرداد 1396 10:33 ق.ظ
You actually make it seem so easy with your presentation but I find this matter to be really something that I think I would never
understand. It seems too complicated and extremely broad for me.
I'm looking forward for your next post, I will try to get the hang of
it!
یکشنبه 4 تیر 1396 09:19 ب.ظ
بسیار ریشه از خود نوشتن در حالی که صدایی دلنشین ابتدا آیا واقعا نشستن درست با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر پاراگراف شما در واقع
قادر به من مؤمن متاسفانه تنها برای کوتاه در حالی که.
من هنوز مشکل خود را با جهش در
مفروضات و یک خواهد را خوب به کمک پر همه کسانی معافیت.
اگر شما در واقع که می توانید انجام من را
بدون شک تا پایان در گم.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 09:23 ق.ظ
Useful information. Fortunate me I discovered your website unintentionally, and I am stunned why this
coincidence didn't happened in advance! I bookmarked it.
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 01:16 ق.ظ
Spot on with this write-up, I really believe this site needs much more
attention. I'll probably be back again to see more, thanks for the info!
جمعه 25 فروردین 1396 06:22 ب.ظ
Amazing things here. I am very glad to look your article.
Thanks a lot and I'm having a look ahead to contact
you. Will you please drop me a mail?
سه شنبه 15 فروردین 1396 09:31 ق.ظ
Greetings from Idaho! I'm bored at work so I decided to browse your website
on my iphone during lunch break. I really like the knowledge you
present here and can't wait to take a look when I get home.
I'm surprised at how fast your blog loaded on my phone ..
I'm not even using WIFI, just 3G .. Anyways, very
good site!
جمعه 11 فروردین 1396 02:05 ق.ظ
Heya i am for the first time here. I came across this
board and I find It really useful & it helped me
out much. I hope to give something back and help others like you aided
me.
پنجشنبه 10 فروردین 1396 10:17 ب.ظ
Pretty! This was a really wonderful post. Many thanks
for providing these details.
سه شنبه 15 بهمن 1392 10:45 ب.ظ
سلام ممنون که بهمک سر زدی خوشحال شدم
تشکر
سه شنبه 10 دی 1392 06:53 ب.ظ
سلااام
حرف دل همه رو زدی
واقعااا خیلی زشت برخورد میكنن
اعتراضم كنی صد تا بدتر جوابتو میدن
تو مشهد كه بی مدركاروو میگیرن
حالا خانومااا رو هم میگیرن
واقعاا اینا اینقدر بی غیرت شدن
زورشون به خانوماا رسیدن...
اگه همون موقع مدرك شناساییت همرات نباشه مستقیم میبرن اردوگاه خارج مشهد
پناهیسلام
تقصیر خودمونه ابجی جان انقد بهشون رو دادیم ک پررو شدن و هر جور ک دلشون بخواد بامون برخورد کنن
امیدوارم وضیت بهتر بشه
شنبه 7 دی 1392 01:27 ق.ظ
سلام اقا رضا چطوری؟؟؟
سیدم صادقیه
بابا دمت گرم حرکتت جایی تحسین داره
یاد ان روز گرامی که قفس را بشکافیم سر برون ارییم و مستانه بخوانیم
پناهی
سلام سید جون فدات تو چطوری؟
قربونت برم داش کاری نکدیم ک ب قول داش مهدی فقط ی حماسه افریدیم خخخخخ
بله قفس رو باید بشکافیم سر بیرون ارییم و مستانه بخوانیم
جمعه 6 دی 1392 11:43 ب.ظ
اقای پناهی گل
حرف دل منو زدی
منم همین هفته ای که گذشت واسه تمدید پاس اومدم سفارت از ماست که برماست دوست گرامی
بعله
اگه مسولین سفارت یا کشورمون کمی هوای مهاجرینش رو داشت نمیزاشتن که اینطور برخورد بشه با مهاجر
اونم تو سفارت کشور خودش که در حکم وطن خود آدم و جز خاک کشورمون حساب میشه
امیدوارم یه روزی برسه که با ما هم با احترام برخورد بشه
امیدوارم
پناهی
قربون تو برم داش مهدی با حرف دلت
چرا ب ما خبر ندادی داش؟
بلعه از ماست ک بر ماست
انشالله درست میشه داش مهدی
جمعه 6 دی 1392 04:07 ب.ظ
سلام عمویی خوبی خوشی سلامتی بخیری جور پایتو جوره؟

واو همه این قضیه رو خوندم باسکوت کاری نمیشه ولی شما خودت فک کن بنده خداها چی میتونن به این قوم الظالمین بگن هرکنشی ک نکن واکنشش باطل شون کارتشونه الانم که کشور وضع درستی نداره مجبورن دم نزنن
توحرص نخور مه بعدنا باهاشون برخورد مونوم (اهممم)
عمویی مه دهیت گاها گوفتوم کی صندوق رای د ایران وپاکستان ریی نمونن دمجلیس تصویب شده بود الانم مم منبع موثق ههه دروم کی عضو. مجلیسه گوفت ای قضیه تمام شده کاری نموشه
سرزدم نگی سرنزدم الانم نت مفت گیر اوردم
برایم دعا کن
نیازمندم به دعا شما دلتون پاکه
پناهی
سلام علیک عمو جان ممنونم من خوب خوبم پای مم جوره خخخخخ شما چطوری؟
چشم عمویی از ای ب بعد دیجه حرص نمیخورم .فقط قول بدی که بعدنا تو هم مثل اقای بوققققققق نشیااااااا
برا قضیه صندوق نرفته بودیم که .اون قضیه ک تموم شد رفت قراره صندوق هم بزارن
خعلی خعی ممنون بخی خوش شدوم
محتاجیم ب دعا
پنجشنبه 5 دی 1392 01:32 ق.ظ
ولی اصابم خورد شد
مسخره ها
پناهی
عه چرا اخه؟
از دست ما ابتون خرد شد یا اقای بوق سفارت یا اون مامورا
چهارشنبه 4 دی 1392 11:51 ب.ظ
سلام. مطلب خوب شما را تا اخر و با دقت خواندم. این جور مواقع معمولا سعی می کنم حرف نزنم. به یک یادگاری بسنده می کنم که یک ماه قبل گفته بودم:

لعنت به تو قانون!
این را
یک آواره به من گفت
پشت دروازه ی اردوگاه
پناهی
سلام اقای مدقق خعلی ممنون که وقت گذاشتی و اومدی
خوب هر کسی ی پرسونالیتی داره دیگه .من یکی که نمیتونم ساکت بمونم
ای کاش هموطن ها فقط جلو سربازا ساکت میموندن متاسفانه ما ها عادت کردیم پیش هر کس و ناکس سر خم کنیم و چیزی نگیم .
شعرتونم قشنگ بود لایکککککککک
چهارشنبه 4 دی 1392 01:40 ب.ظ
سلاااااااااام
بابا ایول
آفرین به این همه جسارت و شجاعت
ما هم انسانیم مثل همه وحقوق ماوانسانیت همه جابایدرعایت بشه وازش دفاع کرد
پناهی
سلاممممممم علیک
هههه باوا کاری نکردیم که .اوقوصوم شجاع نیستم خخخخخخ
بله احمدی جان حرف دل منو زدی خوشوم امد
چهارشنبه 4 دی 1392 01:08 ب.ظ
سلام بیرار قندول
واو . ب شک بچش
چ یک پستی اشته
ولی مه کل ماجرا ره قبلا هم شنیدوم(منبع شنیداری موثق.خخخخ)
الحق و النصاف نموشه یک طرفه د ای داستانا نگا کد
اولشی پس درد ما یکیه(تیکه های مامانتو ره موگیم.فک موکدوم فقط مامانای دختروو گیر میدین.هاها)
دومشی بره اقایان سفارت و دیگر مسئولای افغانستان از هر قومی و د هر سمتی از خدای منان پیشاپیش امرزش میخوایوم(ب قول مستر سهراب جای مردان سیاست بنشایند درخت تا زمین هوایی تازه کند)اگه دیست خاتونو و دختروو بود که ای داستانا نبود.خخخ.اقای بووق سفارتم د خدایشی میسپاروم
سوم بره شما و باقی مهاجرای عزیز صبر و استقامت وشجاعت همیشگی تان ره خواستاروم.ان شالله روزی برسه که نه تنها د کشور بیگانه و بلکه د کشور خودخو هم توسری خور نباشیم
چارم کامنت بنده به اقتضای پست خودتو بود.طولانی شد . بوبوخشی.موفق باشی
پناهی
سلام خوار جان
هاهاهاها میدونستم خبردار شدی
هههه اره همدردیم خوار جان .خیره خیره پدر مادر هستن دیگه از رو شوخی یک چیز موگن جدی نگیر زیاد .
خدا ی رحمی تو دلشون بندازه که یک کم هم ب فکر ما ها باشن
اره خداییش راس موگی اگه دیست شما خاتونا و دختررو بود دیگه مشکلی ندشتیم خخخخ
اره دم اقای بوقق هم گم تو این 2 .3 سالی ک اومدن سفارت واقعا از جون و دل مایه گذشاتن خدا خیرش بده.
الهی امین .مه هم منظورمه کلی بود خوار جان چه د اینجی چه د کشور خودونمو چ هر جایی دیگه نباید از حقمون بگزریم
ههههه نو پرابلم بخی خوش شودوم خوار جان موفق باشی
چهارشنبه 4 دی 1392 12:52 ب.ظ
والا فکر کنم از وقتش یه چند سالی هم گذشته باشه
ولی خب وطندارای ما از یه سری مسائل مث رد مرز شدن به همراه خانواده خیلی میترسن
ولی خب بازم دلیل نمیشه.حتی اگرم بیرون کنند خب جهنم که نمیفرستن افغانستان میفرستن.افغانستانی که اول و اخر بلاخره یه روز میبینیمش
ان شاالله بخیر و خوشی
پناهیبله خعلی سال گذشته .
اره متاسفانه ب خاطر مهاجر بودنمون و ترس از دیپورت شدن ولی همونطور ک خودتم گفتی دلیل نمیشه ک از حقمون بگزریم .فوق فوقش دیپورتمون کنن.کار دیگه ای ک نمیتونن کنن
انشالله
چهارشنبه 4 دی 1392 01:25 ق.ظ
بعدم من از شما ناراحت نیستم شعر قبلیتونم بد نبود
پناهی
خداروشکرررررررر اخه تو اون نظری که تو شعر لینکا داده بودی گفتم حتما از دست ما ناراحت شدی
چهارشنبه 4 دی 1392 01:20 ق.ظ
سلام به به میبینم جوونای ما تازه دارن ترسشونو میزارن کنار...من میگم اخر زندگی مرگه تا زنده اییم چرا باید حقیر زندگی کنیم هر جای دنیا که باشیم برای خودمون سهم داریم و حق! ولی این دولت مارو از حق خودمون بیخبر نگه داشتند و تا جایی که تونستن حقمونو خوردن و تهدیدمون کردن که جیک نزنیم... مرگ بر منافقین اسلم درود بر جوونای باحال خودمون
پناهی
سلام بله دیگه بسه تو سری خوردن دیگه نباید از رسیدن ب حقمون بترسیم .
درسته قبول دارم حرفتونو ولی قبول کن خعلی از محدویدیت هارو خودمون برا خودمون ایجاد کیردیم تو اینجا
مرگ بر حقوق بی بشر
سه شنبه 3 دی 1392 08:41 ب.ظ
درود بر شما جوان غیور افغانی.درود بر رزمندگان اسلام.مرگ بر امریکا.خخخ
بی شوخی.خوب کاری کردی جوابشونو دادی.این اشغالا عادت کردن تو سر افغانی ها بزنن و بعدم چیزی نشنوند
پناهیهاهاهاها از دست شما زهرا خانم الحق که رئالی هستی خخخخ
به نظرت زمانش نرسیده سکوتو بشکنیم ؟و دیگه تو سری خور نباشیم؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ

همشهری هموطن دوست خوبم سلام ‏
مهاجرم مثل خیلی از شماهاوآشنا با غربت ‏
تصمیم گرفتم لحظه های غربتم رو با شما تقسیم کنم ‏
خوشحال میشم شماهم با نظراتتون باماشریک باشید ‏
خوش آمدید ‏

مدیر وبلاگ : پناهی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


کدهای موسیقی بلاگ قالب فا